یا زهرا
السلام علیک یا فاطمه الزهرا
برترین بانوی دو عالم ، بی شک بعد از پیامبر ختمی مرتبت ، پیام آور عشق پیام آور هویت فراموش شده انسان گمشده در غرایز و بعد از یار با وفا و فداکار ایشان
امیرالمومنین که دلیری ها و فداکاری ها برای اسلام عزیز کرد او که بر ارض و سماء
امیر بود و فرمانروا امّا اسیر مردمی نادان ، وجود نازنین شما برترین وجود عالم
مخلوقات است . زبان من و ما قاصر است از بیان عظمت شخصیت شما ، نه ، که زبان قاصر
است ؛ کیست که بتواند از نقش شما در دره شعب ابوطالب آنزمان که برای پدر همچون
مادر بودی تا آن زمان که برای دفاع از جان امام و رهبر و مقتدای خود بلا ها را به
جان خریدی و حتی از محسن هم گذشتی ، بگوید ؛
و من به یاد دارم آن زمان را که چیزی نمانده
بود قیامتی به پا شود و مسلمان نما هایی چون اولی و دومی همچون ستون های آن مسجد به
لرزه افتاده بودند که به خواست امیرالمومنین کمی آرام شدی گلوی من بغض دارد و
چشمان من اشک ، بغض کوچه های باریک مدینه تا همیشه با من است آنزمان که راه خانه
را از شدت آن سیلی گم کردی و آقای ما حسن زیر بغلت را گرفت و ...
بغض آنزمان که درب خانه ات را آتش زدند در حالی
که دومی ملعون تر هم آنجا بود و اولی ملعون گویا از ترس در دارلاماره اش مانده بود
، آنزمان که میخ در ، سینه عاشقت را شکافت ، آنزمان که آن نا نجیب با شلاق قهر که
عشقی نمی دید آنچنان بر پیکر نازنین ات نواخت که تا پایان عمر جایش با تو بود ،
امّا تو همچنان برای علی برای امام ات نگران بودی و این بود که علی در غسل تو
آنزمان که از بچه ها خواست که گریه نکنند خود سر بر دیوار گذاشت و ... گویا تازه
بود که زخم هایت را می دید .
زهرا جان ، ای من به قربان غریبی و مظلومیت شما
، زخم ها و درد ها و غم های شما ، زخم ها
و درد ها و غم های ماست ؛
یاد روز های خوش که پدر بود و حمایت های او روز
هایی که علی خندان بود و فاتح خیبر روزهایی که حسنین بر دوش پیامبر خدا بودند یاد
آن روز ها به خیر .
زهرا جان ، نمی دانم این چه سری که هرگاه از
رنجها و غمهای شما در اشک گم می شوم و شانه هایم به لرزه می افتند آنزمان که دست
افسوس بر سر می کوبم در بین ناله هایم شما را مادر خطاب می کنم ، جسارت مرا ببخشید
، چگونه می شود که آقای ما عباس هم شما را مادر خطاب کند و من گنهکار کمترین هم .
زهرا جان ، غمها و غریبی شما مرا به یاد مادران
و فرزندان و همسران غمدیده و داغدار که هر روز دست ظالم بر سرشان می کوبد می
اندازد ، زهرا جان مسلمان ها را دارند می کشند ، زهرا جان خانه ها را هنوز هم بر
سرشان خراب می کنند ، زهرا جان مادران را بی فرزند می کنند ، زهرا جان شیاطین عالم
دست در دست هم داده اند که اثری از مسلمان و عاشق اهل بیت نماند،
غمهای تو مرا تا فریاد یا صاحب الزمان الغوث یا
صاحب الزمان العجل یا صاحب الزمان ادرکنی می برد ، آقای ما خون در رگهای ما به جوش
آمده بیا و زمین را از عدل پر کن .