تبليغاتX
از عشق

از عشق

میگن حقیقت برتره از واقعیت

یا زهرا

السلام علیک یا فاطمه الزهرا

برترین بانوی دو عالم ، بی شک بعد از پیامبر ختمی مرتبت ، پیام آور عشق پیام آور هویت فراموش شده انسان گمشده در غرایز و بعد از یار با وفا و فداکار ایشان امیرالمومنین که دلیری ها و فداکاری ها برای اسلام عزیز کرد او که بر ارض و سماء امیر بود و فرمانروا امّا اسیر مردمی نادان ، وجود نازنین شما برترین وجود عالم مخلوقات است . زبان من و ما قاصر است از بیان عظمت شخصیت شما ، نه ، که زبان قاصر است ؛ کیست که بتواند از نقش شما در دره شعب ابوطالب آنزمان که برای پدر همچون مادر بودی تا آن زمان که برای دفاع از جان امام و رهبر و مقتدای خود بلا ها را به جان خریدی و حتی از محسن هم گذشتی ، بگوید ؛

و من به یاد دارم آن زمان را که چیزی نمانده بود قیامتی به پا شود و مسلمان نما هایی چون اولی و دومی همچون ستون های آن مسجد به لرزه افتاده بودند که به خواست امیرالمومنین کمی آرام شدی گلوی من بغض دارد و چشمان من اشک ، بغض کوچه های باریک مدینه تا همیشه با من است آنزمان که راه خانه را از شدت آن سیلی گم کردی و آقای ما حسن زیر بغلت را گرفت و ...

بغض آنزمان که درب خانه ات را آتش زدند در حالی که دومی ملعون تر هم آنجا بود و اولی ملعون گویا از ترس در دارلاماره اش مانده بود ، آنزمان که میخ در ، سینه عاشقت را شکافت ، آنزمان که آن نا نجیب با شلاق قهر که عشقی نمی دید آنچنان بر پیکر نازنین ات نواخت که تا پایان عمر جایش با تو بود ، امّا تو همچنان برای علی برای امام ات نگران بودی و این بود که علی در غسل تو آنزمان که از بچه ها خواست که گریه نکنند خود سر بر دیوار گذاشت و ... گویا تازه بود که زخم هایت را می دید .

زهرا جان ، ای من به قربان غریبی و مظلومیت شما ، زخم ها و درد ها و غم های شما ، زخم ها و درد ها و غم های ماست ؛

یاد روز های خوش که پدر بود و حمایت های او روز هایی که علی خندان بود و فاتح خیبر روزهایی که حسنین بر دوش پیامبر خدا بودند یاد آن روز ها به خیر .

زهرا جان ، نمی دانم این چه سری که هرگاه از رنجها و غمهای شما در اشک گم می شوم و شانه هایم به لرزه می افتند آنزمان که دست افسوس بر سر می کوبم در بین ناله هایم شما را مادر خطاب می کنم ، جسارت مرا ببخشید ، چگونه می شود که آقای ما عباس هم شما را مادر خطاب کند و من گنهکار کمترین هم .

زهرا جان ، غمها و غریبی شما مرا به یاد مادران و فرزندان و همسران غمدیده و داغدار که هر روز دست ظالم بر سرشان می کوبد می اندازد ، زهرا جان مسلمان ها را دارند می کشند ، زهرا جان خانه ها را هنوز هم بر سرشان خراب می کنند ، زهرا جان مادران را بی فرزند می کنند ، زهرا جان شیاطین عالم دست در دست هم داده اند که اثری از مسلمان و عاشق اهل بیت نماند،

غمهای تو مرا تا فریاد یا صاحب الزمان الغوث یا صاحب الزمان العجل یا صاحب الزمان ادرکنی می برد ، آقای ما خون در رگهای ما به جوش آمده بیا و زمین را از عدل پر کن .

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 12:29  توسط امید  | 

بررسی طنزآمیز مکاتب بشری!

سوسیالیسم : دو گاو دارید. یکی را نگه میدارید. دیگری را به همسایۀ خود می دهید! کمونیسم : دو گاو دارید. دولت هر دوی آنها را میگیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش شریک کند! فاشیسم : دو گاو دارید. شیر را به دولت میدهید. دولت آن را به شما میفروشد! کاپیتالیسم : دو گاو دارید. هر دوی آنها را میدوشید. شیرها را بر زمین میریزید تا قیمتها همچنان بالا بماند! نازیسم : دو گاو دارید. دولت به سوی شما تیراندازی میکند و هر دو گاو را می گیرد! آنارشیسم : دو گاو دارید. گاوها شما را میکشند و همدیگر را می دوشند! سادیسم : دو گاو دارید. به هر دوی آنها تیراندازی میکنید و خودتان را در میان ظرف شیرها می اندازید! آپارتاید : دو گاو دارید. شیر گاو سیاه را به گاو سفید میدهید ولی گاو سفید را نمی دوشید! دولت مرفه : دو گاو دارید. آنها را میدوشید بعد شیرشان را به خودشان میدهید تا بنوشند! بوروکراسی : دو گاو دارید. برای تهیه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر میکنید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید! سازمان ملل : دو گاو دارید. فرانسه شما را از دوشیدن آنها وتو میکند! آمریکا و انگلیس گاوها را از شیر دادن به شما وتو میکنند! نیوزلند رأی ممتنع می دهد! ایده آلیسم : دو گاو دارید. ازدواج میکنید. همسر شما آنها را می دوشد! رئالیسم : دو گاو دارید. ازدواج میکنید. اما هنوز خودتان آنها را می دوشید! متحجریسم : دو گاو دارید. زشت است شیر گاو ماده را بدوشید! فمینیسم : دو گاو دارید. حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید! پلورالیسم : دو گاو نر و ماده دارید. از هرکدام شیر بدوشید فرقی نمی کند! لیبرالیسم : دو گاو دارید. آنها را نمیدوشید چون آزادیشان محدود می شود! دموکراسی مطلق : دو گاو دارید. از همسایه ها رأی میگیرید که آنها را بدوشید یا نه! سکولاریسم : دو گاو دارید. پس به خدا نیازی نیست!
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:28  توسط امید  |